نمیدونم شماره چند!
-
تاریخ: 1402/12/3 ساعت: 18:29
بیست و چهارم بهمن۱۴۰۲سه شنبهساعت۱۰نیمامروز اومدم آزمایشگاه برای تست های خون و تست تحمل گلوکزGTTیه بطری گلوکز با اسانس پرتقال خوردمباید دو بار دیگه هم خون بدم به فاصله هر یک ساعتسرم گیج می رهو حالم خوب نیستپسرکم چون گلوکز خوردم توی اوج حرکت کردنشهضربان قلبم بالا رفته به همراه کمی سرگیجهناشتا هستم و ت...
۹
-
تاریخ: 1402/11/3 ساعت: 18:20
چهارشنبه بیستم دی ماه۱۴۰۲ساعت شش و نیم صبحکاش ساعت خوابم درست می شدخسته م، ولی ساعت هاست خوابم نمیبرهاسترس دارم، نمیدونم چرااین کوچولو گناه داره که من نمی خوابمای کاش یکم من آدم می شدم
۷
-
تاریخ: 1402/9/1 ساعت: 13:05
وارد روز تولدم شدم۲۵آبانکه البته در اصل ساعت۲ بامداد،۲۶آبان من متولد شدمتولدت مبارک رایحهخیلی برات خوشحالم خودم جانمیدونی که خیلی دوستت دارمخواهشاً امسال افسردگی روز تولد نگیراین سالی که گذشت، سال پرباری رو از سر گذروندیآفرین عزیزم
۸
-
تاریخ: 1402/9/1 ساعت: 13:05
نگرانمخیلی زیادامروز نوبت دکتر داشتمخداروشکر نی نی سالمهولی جفت پایینهدکتر گفت طول سرویکس م کمهو نگران کننده سخیلی استرس دارمگفت فعلا باید استراحت مطلق باشمخودم رو خسته نکنم و...ولی من دو روز در هفته کلاس دارم دانشگاهصبح تا بعد از ظهرصدبار باید از پله ها بالا پایین برمساعات طولانی باید بشینمو امکان ...
۶
-
تاریخ: 1402/8/2 ساعت: 17:12
۲۹ مهر ماه سال ۱۴۰۲ساعت ۴نیم عصر، روز شنبههمین دو سه دقیقه پیش صدای قلبش رو شنیدمخیلی احساساتی شدمدلم میخواد اشک شوق بریزمباورم نمیشه دارم مادر میشمباورم نمیشه یه انسان توی شکم من داره رشد میکنهصدای تپش قلبش خیلی تند بوداز الان میدونم عاشقشمانشاالله سالم و سلامت به دنیا بیادمامانی، من خیلی دوستت دار...
۴
-
تاریخ: 1402/7/23 ساعت: 21:57
دیروز عصر بی بی چک مثبت شد دارم آماده میشم برم تست بتا بدم ممکنه واقعا مثبت باشه؟
۵
-
تاریخ: 1402/7/23 ساعت: 21:57
جواب آزمایش مثبت شدو من الان خوشحال ترینمو صد البته پر استرس ترینفکر میکردم باید توی هفته دوم یا سوم باشمولی در کمال تعجب متوجه شدم، زمان بارداری از اولین روز آخرین دوره پریودی محسوب میشه
۱
-
تاریخ: 1402/5/14 ساعت: 14:08
یازدهم اردیبهشت ۱۴۰۲در بی انگیزه و بی حس و حال ترین حالت عمرم به سر می برم.درست برعکس دیروز!!دیروز از شدت سرحالی و فعالیت بالا روز شادی رو از سر گذراندم و شب ساعت ۱۰ غرق در خواب بودم!امروز...ساعت ۵. صبح بدون هیچ آلارم، از خواب بیدار شدم و کاملا تهی از فکر، انگیزه...غمگین نیستم، ناراحتی ای ندارم، فقط...
۲
-
تاریخ: 1402/5/14 ساعت: 14:08
شاید یکی از دلایل حس و حال امروزم حالا که بهش دقت می کنم احساس دل دردی که دیشب بهم دست داد و حس نزدیکی زمان پریودی باشه.با این که از زمان اصلی ش گذشتهو من چقدر غرق در خوشی بودم به این خاطر!اقدام به بارداری کرده بودم و خیلی امیدوار بودم.نمیدونم...طبق صحبت پزشکم تا شش ماه الی یک سال جای نگرانی نیست و ...
مناجات بخش دوم
-
تاریخ: 1402/1/22 ساعت: 13:42
خدا را سپاس که غیر او را نمیخوانم که اگر غیر او را میخواندم دعایم را مستجاب نمیکرد و خدا را سپاس که به غیر او امید نبندم که اگر جز به او امید میبستم ناامیدم میکرد و خدا را سپاس که مرا بخودش واگذاشت،ازاینرو به من رأفت و محبت کرد و به مردم وانگذاشت تا مرا خوار کنند و خدا را سپاس که با من دوستی ورزید،...
تایپ شخصیت شناسی
-
تاریخ: 1402/1/22 ساعت: 13:42
امشب تست شخصیت شناسی شرکت کردم، نتیجه اش شد تایپ شخصیتی INFP (رویا پرداز). خیلی خودم بود
-
تاریخ: 1402/1/22 ساعت: 13:42
بیست و یکم فروردین ۱۴۰۲امروز اصلا روی مود خوبی نیستم، احساس می کنم کاملا خالی از انگیزه و انرژی ام.شده حکایت صحبت قبلم، امان از نا تراز بودن هورمون!فقط دلم می خواد بشینم یک گوشه و هیچ کاری انجام ندم
بیداری طولانی مدت
-
تاریخ: 1401/12/9 ساعت: 0:35
شمار ساعاتی که بیدار بودم از دستم در رفته... .پریشب برای ترجمه، و دیشب به سبب نبودن محمدحسین.دیشب علی رغم میل باطنیم، با اصرار محمدحسین اومدم خونه مادرمادر و پدر کیش هستن، فقط ریحانه خونه بود.طفلک سید مهدی، بخاطر من نتونست بیاد پیش ریحانه
دوست داشتن یعنی...
-
تاریخ: 1401/12/9 ساعت: 0:35
یه بنده خدایی ساعت ۷نیم اومد دنبال بنده، خونه مادر
گل سر سبد
-
تاریخ: 1401/12/9 ساعت: 0:35
کلافه ام از بی خوابی های شبانهای کاش درست می شد این عادت ناپسندسرانجام چندین ساعت غلت زدن و دنده به دنده شدن مرور خیل عظیمی از خاطرات بود.اگر بنا به نوشتن باشه، تا صبح باید تک به تک رو تایپ کنم!اما یهو یاد آقاجون افتادم، خیلی اتفاقیهمیشه به من میگفتن گل سر سبد!با وجود ازدیاد نوه های خانواده پدری، به...
قهر
-
تاریخ: 1401/11/20 ساعت: 15:36
دلم گرفتهامشب اصلا شب خوبی نداشتمفقط دلم میخواد بنویسمقهر کردیم، دعوا کردیم، فعلا زدیم به تیپ و تاپ همفردا، پس فردا آشتی کردیم و دوباره عاشق و معشوق میشیمولی مثل همیشههر وقت توی این حال و هوام، دیگه به نظرم تهشهولی بعد از آشتی دوباره همه چیز برمیگرده به روال قبلالان توی منفی ترین حالت ممکن هستمنمیدو...
مثلاً متفاوت
-
تاریخ: 1401/11/20 ساعت: 15:36
حجم کثیر افکار ذهنم، باعث احساس آشفتگی فراوانی شدهاند!و ماحصل آن، ادبیات بدیع و غیر عادی امشب من است:/خب، خب, خببرگردیم به تنظیمات کارخونه، خیلی سعی کردم متفاوت شروع کنم ولی به فسفر مصرفی ش نمی ارزه
قهر
-
تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 16:21
دلم گرفتهامشب اصلا شب خوبی نداشتمفقط دلم میخواد بنویسمقهر کردیم، دعوا کردیم، فعلا زدیم به تیپ و تاپ همفردا، پس فردا آشتی کردیم و دوباره عاشق و معشوق میشیمولی مثل همیشههر وقت توی این حال و هوام، دیگه به نظرم تهشهولی بعد از آشتی دوباره همه چیز برمیگرده به روال قبلالان توی منفی ترین حالت ممکن هستمنمیدو...
-
تاریخ: 1401/10/27 ساعت: 14:59
امشب از اون شباس که دارم میمیرم از خوابخیلی نادره این اتفاق...
قهر
-
تاریخ: 1401/10/27 ساعت: 14:59
دلم گرفتهامشب اصلا شب خوبی نداشتمفقط دلم میخواد بنویسمقهر کردیم، دعوا کردیم، فعلا زدیم به تیپ و تاپ همفردا، پس فردا آشتی کردیم و دوباره عاشق و معشوق میشیمولی مثل همیشههر وقت توی این حال و هوام، دیگه به نظرم تهشهولی بعد از آشتی دوباره همه چیز برمیگرده به روال قبلالان توی منفی ترین حالت ممکن هستمنمیدو...